سه‌شنبه ۱۳۹۶/۰۷/۱۱ ساعت ۱۳:۳۴:۰۰

خاص بودن چون اثر انگشت

تصور شما از تفاوت چیست؟ آیا تفاوت را شما فقط در بین گل رز و کاکتوس می بینید؟ انواع کاکتوس ها و انوع رزها چه؟


خاص بودن چون اثر انگشت
علی حسنلو: تصور شما از تفاوت چیست؟ آیا تفاوت را شما فقط در بین گل رز و کاکتوس می بینید؟ انواع کاکتوس ها و انوع رزها چه؟ این شاید ساده ترین مثالی بود که می توان با آن ثابت کرد برای متفاوت بودن لازم نیست تفاوت بنیادین داشت. تصور همه از تفاوت این است یا استیو جابز باشند یا هیچ کس، یا اوباما باشند یا هیچ کس، یا مسی باشند یا هیچ کس، یا اصغر فرهادی باشند یا هیچ کس. اما سینما فقط فرهادی نیست، فوتبال فقط مسی نیست و سیاست فقط اوباما و کسب و کار فقط استیو جابز. این حجم از تشویق های برای برند جهانی شدن شاید برای انگیزش خوب باشد اما برای تنها الگو پیشرفت بودن، خطرناک است. اگر همه استوجابز شوند چه کسی در اپل کار کند؟ اگر همه فرهادی باشند چه کسی فیلم های محلی یک شبکه استانی را بسازد؟ اگر همه مسی باشند چه کسی در تیم  محلی یک روستای آفریقایی گل بزند؟

گاهی شاید تعجب کنید که بشنوید آمریکا رسانه های محلی دارد و آن رسانه ها در کنار قول های بزرگ رسانه ای جهانی کار می کنند و حتی طرفدار هم دارند. این رسانه ها ستاره های محلی نیز دارند، ستاره هایی که فقط خود اهالی آن منطقه او را می شناسند. آتش نشانی که همیشه به عیادت کسانی می رود که نجات داده یا پزشکی که هزینه پزشک شدن دختر یک خانواده فقیر را تامین کرده و یا معلم ریاضی ای که به دانش آموزان نویسندگی هم درس می دهد، این ها هر کدام یک برند هستند و با دیگر هم صنفان خود تفاوت دارند. این تصور که انسان یا باید شخصیتی ملی یا جهانی باشد و یا هیچ کس، یک تله بزرگ است. برند شخصی فقط برای کسانی نیست که دنیا را فتح می کنند بلکه کسی که در یک شرکت کوچک 10 نفره هم کار می کنند باید برند شخصی داشته باشد و در بین آن ده نفر تفاوت خود را پیدا کنند.

عنصر تفاوت عنصری رنگ دهنده است و وقتی مثال اثر انگشت را به این دلیل انتخاب کردم که یعنی تفاوت به تعداد انسان های روی کره زمین شدنی است. میل به متفاوت بودن اصولی، باعث پیشرفت در همه بخش ها می شود. چرا باید همه تصور کنند با بازیگر بودن یا مدیر بود یا سیاستمدار بودن می توان برند شد؟ راننده، آتش نشان، کافه من، خیاط، چوپان، آبدارچی و هر شغل دیگری می تواند برند شود و لازم نیست وارد کاری شوید که بلد نیستید. کاری را که بلد هستید هدفمند کنید. شاید شما هم آن آبدارچی جوان را بشناسید که در اینستاگرام خود هر روز از کار خود و چالش های شغلی اش می نوشت و عکس می گذاشت و با همین کار معروف شد. یا چوپانی که هر روز با بردن گوسفندان به چرا عکسی جدید از شغل خود می گذاشت. برند شدن به نوعی بالا بردن کیفیت روحی و روانی زندگی نیز هست.

این تفکر سنتی را کنار بگذارید که اگر من کارم را درست انجام دهم حتما آنچه می شود که باید بشود. مردم به نیت شما دسترسی ندارند. به قول قاضی ها ما به ظاهر حکم می کنیم چون چاره دیگری نداریم. همه خیاط های خوب معروف نمی شوند و همه سیاستمدارن خوب موفق. دانش برندینگ شخصی است که سطح هر فرد را معین می کند. برخی با نبوغی که در شناخت خود و محیط دارند به سرعت رشد می کنند و برخی در جایگاهی می مانند که از آن راضی نیستند. این اتفاق ها شانس و اتفاق نیست و پشت آن گاهی یک ناخودآگاه نخبه وجود دارد که باعث پیشرفت می شود.

پس تصور نکنید که کار خوب کردن و آدم خوب بودن شما را به جایگاهی که لیاقت دارید می رساند. شما باید بدانید آنچه توجه ها را به سمت شما جلب می کند چیست. روی خودتان مطالعه کنید و بشناسید دقیقا چه تیپ شخصیتی ای دارید، تفاوت خود را درک کنید و روی آن متمرکز شوید. رسانه را فراموش نکنید. اگر دانش استفاده صحیح از شبکه های اجتماعی را ندارید آن را بشناسید. این ها رسانه شما هستند. رسانه های دیگری نیز در محیط شما وجود دارد.

 البته فراموش نکنید قرار نیست شبیه یک ربات برنامه ریزی شده زندگی کنید. اتفاقا زنده بودن شماست که می تواند روی زنده ها تاثیرگذار باشد. زنده باشید اما متفاوت و هدفمند.

 

نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما


후원자

© 2017 Ali Hassanloo. All rights reserved | Powered By : dorweb.ir