دوشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۰۳ ساعت ۱۱:۴۳:۰۰

تصویرهایی که از ما تصور می سازند

جالب است که تیم‌های تشریفات و برنامه‌ریزی مسوولان ما در هر نقطه و شرایطی در ابتدا به برگزاری یک مراسم سخنرانی برای مردم فکر می‌کنند. یعنی هیچ شیوه دیگری برای ایجاد ارتباط یا انتقال احساس به مردم به جز سخنرانی وجود ندارد؟ ...


تصویرهایی که از ما تصور می سازند
✍️علی حسنلو
منبع: روزنامه اعتماد

🔸جلوی خرابه‌های زلزله کرمانشاه، حافظ ناظری به گوشه‌ای تکیه داده و دوربین به دستی، به آشکارترین شکل در حال ساخت یک ویدیو از اوست. علی لاریجانی به دیدار زلزله‌زدگان می‌رود، عکس‌ها و ویدیوهایی که منتشر می‌شود، او را در حلقه‌ای از یگان‌های ویژه با لباس فرم نشان می‌دهد. نوید محمدزاده یک سلفی با پیرمردی کرد می‌گیرد، پیرمرد مغموم و حیران، محمدزاده لبخند بر لب. حسن روحانی به عنوان رییس‌جمهور به سرپل ذهاب می‌رود. به عادت سفرهای استانی (و ملاحظات امنیتی) با خودرو به میان جمعیت می‌رود ولی مردم مثل آن سفرها برای او دست تکان نمی‌دهند. برعکس فریاد می‌زنند و اعتراض می‌کنند. اسحاق جهانگیری نیز به کرمانشاه می‌رود، او نیز به درون چادر زلزله‌زدگان می‌رود اما با کفش و دیگر مسئولان نیز ...

🔸این تصاویر هم کدام چه تصورهایی در مخاطب می‌سازند؟ پاسخ این پرسش مهم است زیرا این همان چیزی است که در ذهن مردم و مخاطبان باقی می‌ماند. اما آیا کسی (هر فرد یا مشاوران او) پیش‌تر از این به تصوری که این تصاویر خواهند ساخت فکر می‌کند؟ 

🔸آن دو هنرمند شناخته شده که قاعدتا به رسم ستاره‌های هالیوود، مشاور برندینگ شخصی یا رسانه‌ای ندارند که به آنها گوشزد کند که جای واقعی و باورپذیر شما در این قاب‌های فراوان زلزله کجاست. البته کار این دو هنرمند (که اتفاقا هر دو کرد هستند) را می‌توان به حساب کم دقتی در آن شلوغی شهر زلزله‌زده گذاشت هر چند دیدیم که حتی همین اشتباه سهوی باعث چه حجمی از انتقاد علیه آنان شد. قصد نوید محمدزاده در آن فریم شادی نبوده و او به عنوان یک کرد حتی عزادارتر از منتقدانش است اما آن تصویر یک تصور دیگر می‌سازد. یا واضح است حافظ ناظری و هر انسان دیگری از این بلا و آسیب زلزله مغموم و غمگین می‌شود اما واضح‌تر است آن فیلم منتشر شده از ناظریِ پسر، صادقانه طراحی نشده. برای همین می‌گویند در برندینگ، نیت مهم نیست مهم «تصویر» است و البته از همه ی این ها مهم‌تر «تصور مخاطب».

🔸اما در مورد رییس‌جمهور و معاون اول رییس‌جمهور آیا بهانه‌ها و توجیهات احتمالی قابل قبول است؟ یعنی می‌توان پذیرفت رییس‌جمهوری که چندین تیم از مشاوران و تیم‌های تشریفات برای او برنامه‌ریزی می‌کنند، بدون پیش آگاهی و ناگهانی وارد مناطق شده‌اند بدون اینکه بدانند قرار است با چه چیزی رو به رو شوند؟ یعنی مشاوران او رفتارهای دیگر روسای جمهور ایران و حتی دنیا را در چنین شرایط بحرانی بررسی نکرده بودند و نمی‌دانستند قرار است چه قاب‌هایی از رییس‌جمهور در کرمانشاه ثبت شود؟ 

🔸جالب است که تیم‌های تشریفات و برنامه‌ریزی مسوولان ما در هر نقطه و شرایطی در ابتدا به برگزاری یک مراسم سخنرانی برای مردم فکر می‌کنند. یعنی هیچ شیوه دیگری برای ایجاد ارتباط یا انتقال احساس به مردم به جز سخنرانی وجود ندارد؟ تا به حال به این فکر کرده‌ایم که آورده ی این سخنرانی‌ها در ایجاد رضایت مردمی چیست؟ یا تامل کرده‌ایم که در همین روزها کدام تصاویر منتشر شده از مسوولان ارشد در مناطق زلزله زده، مورد توجه طیف‌های متضاد موافق و مخالف قرار گرفت و هیچ کسی نتوانست هیچ ایراد منطقی در آن وارد کند؟ تصاویر پشت میکروفن یا تصاویری در میدان بحران و رو در روی مردم؟ 

🔸جالب اینکه پیش بینی می‌شد تیم علی لاریجانی که این روزها نام او به عنوان یکی از کاندیداهای مهم ١٤٠٠ مطرح می‌شود بیشترین احتیاط را برای حضور در کرمانشاه داشته باشند تا مبادا تصوری منفی از او مخابره شود اما تیم مشاوران او نیز برنامه مشخصی نداشتند و اکثریت قریب به اتفاق تصاویر مخابره شده از وی منفی بود. 

🔸از وزرا نیز عباس آخوندی، وزیر مسکن و شهرسازی باز هم بحران را تبدیل به فرصتی برای مورد انتقاد قرار گرفتن خود کرد و بدون هیچ برنامه رسانه‌ای مشخصی، برندسوزی خود را تکرار کرد و طوری به کرمانشاه رفت که حتی عده‌ای در رفتن او به کرمانشاه شبهه ایجاد کردند. 

🔸شاید برخی تصور کنند که برندینگ یعنی نمایش دادن و شوآف. اما این برداشتی است اشتباه زیرا کار برندینگ تاثیرگذاری نیست نه فقط دیده شدن بی‌برنامه و افراطی. هنر برندینگ ثابت کرده خوب بودن و محصول خوب داشتن، کافی نیست و چگونگی ظهور و بروز و ارتباط با مخاطب یا مشتری هم بخش بسیار مهمی از کار است. چه بخواهیم و چه نخواهیم تصاویر به وجود آمده از ما، ویترین‌مان را می‌سازند که آن سازنده تصور دیگران از ما است. 

🔸زیرا دیگران از انبارِ داشته‌های ما، خبر ندارند و فقط ویترین را می‌بینند. تصوری که بعد از مدتی با تکرار (آگاهانه یا ناآگاهانه) می‌شود برندِ ما. اگر این برند را آگاهانه بسازیم آنچه هستیم دیده خواهیم شد ولی اگر دیگران بسازند به احتمال زیاد همان می‌شود که نباید. پس به عنوان یک سیاستمدار، پیش از آنکه عقب رانده شویم، باید چند گام به عقب برویم، تماشا کنیم و بپرسیم:

ویترین من چیست؟ آیا این ویترین، نماینده دقیقی از داشته‌های من است؟

لینک مطلب در روزنامه اعتماد:
http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=883&pageno=4

 

نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما


후원자

© 2017 Ali Hassanloo. All rights reserved | Powered By : dorweb.ir